میشه یعنی؟

  • ۱۹:۵۰

گفتم:برمی گردی؟ 



فقط خندید 



اشک توی چشمام حلقه زد 



سرمو پایین انداختم 



دستشو زیر چونم گذاشت و سرمو بالا آورد



گفت:میری؟



گفتم:آره



گفت:منم بیام؟



گفتم:جایی که من میرم جای 1 نفره نه 2 نفر 



گفت:برمی گردی؟ 



گفتم:جایی که میرم راه برگشت نداره 



من رفتم اونم رفت ولی اون مدتهاست که برگشته 



و با اشک چشماش خاک مزارمو شستشو میده

  • ۴۵
iman pourmehrab
هی خدا
هعی
♠Mãh§â♣ ...
:(
:(
bahar ...
هی
:(
عرفـــــ ـــان
چه عکسه خوبیه
مرسی
...بُز بُزیـ جوووووووووووونـ...
خوش به حالت

کاش یکی بود که بعد مرگم مزارمو شستشو بده کااااااااااش
این متنم واسه من فقط رویا بود همین:( کسی نیست
Lady cyan ※※
:(((((((((((((((
:(
S҉A҉H҉A҉R҉ ....
واییی دلم ریش شد:"(

نبینم غمتوووووووو خواهریییی:(

دور از جونت خب اجی

 ینی چی چرا همه دوسام ناراحتن اینروزااااا:(

اگه تموم بشه ناراحت نیستم دیگه
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
نور می بارد
من به یک نغمه ی ناخوانده به زیر تیرک
من به یک‌باد نیاورده ی بوی گل و تو
من به یک عطر نبوییده ی ناب
خشنودم!
نور می بارد
آسمان آبیست
زندگی جاریست.
Designed By Erfan Powered by Bayan