رفتن...

  • ۲۳:۰۳

دلم میخواهد بروم نمیدانم با پای پیاده از میان جاده های سردو بی عابر یا سوار بر هواپیمایی که‌با سرعت حجم انبوهی از ابرهای سفیدرنگ را جا میگذارد و جلو میرود شاید هم سوار بر یک تاکسی زرد رنگ،از همان زردهای دلبر و از میان آشفتگی های این شهر دربست بروم به جایی که بتوان آرامش را پیدا کرد

نمیدانم مقصد کجاست.نمیدانم سوارم یا پیاده فقط میدانم باید رفت . در یکی از همین روزهای عادی هفته، لابه لای روزمرگی ها و دل مشغولی های  مردمان آشفته ی این شهر باید رفت .جوری که‌به چشم نیاید رفتنت ،با چمدانی آشفته تر از حال خودت و یک عکس از روزهای آسوده خاطر بودنت در این شهر که گوشه ی چمدانت جا خوش کرده گویی خودش هم میداند وصله ی ناجور است بین این حجم از آشفتگی ، که خودش را آن گوشه قایم کرده.

باید کفش هاو چمدانت را بدست بگیری و آرام آرام فرار کنی از این شهر تا مبادا کسی تورا ببند و مانع رفتنت شود ، چون اگر کسی ازمن بپرسد چرا میروی جوابی برایش ندارم من فقط میدانم باید خنجرهای خونینی که از پشت زده میشود را نادیده گرفت خیانت ها در رفاقت هارا نادیده گرفت جمع های سرخوش را نادیده رفت مشکلات را نادیده گرفتن و فرار کرد 

فکر نمیکنم غرق شدن در جاده ی بی انتهای تنهایی انقدرهاهم بد باشد!

فک کنم هیچکس تاکنون به ته این جاده نرسیده پشیمان شده و دوان دوان به آموش آشفتگی ها‌برگشته چونکه اینجا خلوت است ,کسی نیست!انسان پر نمیزند.

  • ۷۸
قالب بلاگ رضا
عالی
ممنون:-) 
Afshin ✘
نری زیر اتوبووووس
نمیرم:-) 
Lady cyan ※※
؛)))
اگه بیوفتم جمم نکردن تو تضمین میکنی؟!:دیی
عااره عاقا بیا من جمت میکنم خخ
دچــ ــــار
فیاته انگار! :)
چی چیه
همدم تنها
مثل همیشه 👍
ممنون
پوریا نوروزی
خیلی متن زیبایی بود .. ولی همیشه رفتن کار درستی نیست .
خود من هم رفتن رو انتخاب کردم ولی حالا که به مسیر نگاه می کنم متوجه میشم که رفتن اصلا راه درستی نبود ..
وقتی یه آشعالی که بو میده لای لباسای آدم باشه آدم هرجا بره بو میده . باید خودمون رو عوض کنیم . باید طوری بشه که خودمون آرامش رو پیدا کنیم . صرفا با رفتن چیزی درستت نمیشه .
شاید این رو منی می نویسم که تصمیم به رفتن گرفتم ..
من به ته جاده رسیدم .
ته جاده خبری نیست ..
شما ته جاده بودی و من لبه ی پرتگاه ...
اسمم محموده
خب کدوم وریه این جاده تنهایی ؟
از مطالبتون لذت بردم ;) مرسی
باید خودت پیداش کنی 
ممنون
سام نجفی نیا
عالی بود
ممنون
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
نور می بارد
من به یک نغمه ی ناخوانده به زیر تیرک
من به یک‌باد نیاورده ی بوی گل و تو
من به یک عطر نبوییده ی ناب
خشنودم!
نور می بارد
آسمان آبیست
زندگی جاریست.
Designed By Erfan Powered by Bayan