دردسر

  • ۰۱:۳۴


احسان : میدونی از این همه بدبختی چجوری خلاص میشیم مامان ؟ یه شب یه شامِ درستُ حسابی بپذی بخوریم ، بعد سر فرصت همه ی درزای درُ پنجره هارو ببندیم ! یکیمون شیرِ گاز و باز کنه ، بریم بخوابیم ؛
صب نشده همه ی دردسرامون پریده...!

  • ۴۹
عرفـــــ ـــان
عه دارن در مورد تخصصه من صحبت میکنن
تخصصت؟
عرفـــــ ـــان
خودکشی :))
درد
همدم تنها
چقد .......
سانسور شد
؟؟؟
raha !!! روانیه احساس
چه بد ......... که باید با یه همچین کاری دردسرارو پروند ... 
اهوم
نویسنده عشق
هعی :(
:(
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
نور می بارد
من به یک نغمه ی ناخوانده به زیر تیرک
من به یک‌باد نیاورده ی بوی گل و تو
من به یک عطر نبوییده ی ناب
خشنودم!
نور می بارد
آسمان آبیست
زندگی جاریست.
Designed By Erfan Powered by Bayan