دیشب نوشت:(

  • ۰۱:۱۵

امشب از اون شبای سخته خودمو تو قفس تنگ و تاریک پتوم حبس کردم و دارم از گرما خفه میشم با اینکه در اتاق بستس دوست دارم بیشتر خودمو مخفی کنم مبادا صورت خیسم و مژه های نمدارم بنگرانی و ترحم و مهربونی و هر حس مسخره دیگه ای رو به کسی القا کنه ....
برای چندمین بار افسوس میخورم که پسر نیستم مطمنن اگه پسر بودم الان خونه نبودم یه جای خیلی دور بودم تو هوای آزاد و فارق از غرور کاذب مردونه زار میزدم واقعا یه شب مزخرفه خیلی بدم شاید فقط یه خواب ابدیه که میتونه آرومم کنه.

پ.ن :
+اینو دیشب زیر پتو در حالی که داشتم خفه میشدم تو گوشیم نوشتم
+وقتی آدم دلش پره فقط میخاد بنویسه 
+نوشتن خیلی آرومم میکنه خیلییییی

  • ۱۳۱
همدم تنها
دلت از چی پره؟
از دنیا و آدماش:(
بابا لنگ دراز
یه حسه خفقان
امیدوارم دیگه تکرار نشه ‌واستون
اهوم دقیقا
مرسی:(
shadi ..
چه حس تلخی.....
گاهی منم اینقدر غصه تو دلم میاد که میگم کاش بخوابم و بیدار نشم
اهوم:(
bahar ...
(:دقیقا وقتی ادم حالش بده فقط نوشت ارومش میکنه دیشب خیلی بدبودخیلی خیلی
اهوم مثه من
بهار پاتریکیان D:
نوشتن خیلی خوبه ،، خیلی ،،:)
خیلی بیشت از اونی که فکرشو کنی
اسپریچو ツ
ایشالا خوب شی((:
قلفونت
نارینم :)
بمیرم :( چی شدی ؟ 
خدانکنه اجی دلم گرفته هعی
طاها میرویسی
نه بابا
پسر شدنم سختیای خودشو داره
کمتره
Lady cyan ※※
:(من همیشه دوس داشتم پسر باشم...
:((((((((((((((((((
خوب شی زود
اهوم منم
میسییییییی
Lady cyan ※※
فداااااااااااااات
یک من
واقعا نوشتن خوبه ... خیلی خوبه
بیشتر از خیلی
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
نور می بارد
من به یک نغمه ی ناخوانده به زیر تیرک
من به یک‌باد نیاورده ی بوی گل و تو
من به یک عطر نبوییده ی ناب
خشنودم!
نور می بارد
آسمان آبیست
زندگی جاریست.
Designed By Erfan Powered by Bayan