همه اش تقصیر این تکنولوژی کوفتی است.

  • ۲۳:۰۵

گاهی میخواهم بروم ازین جا...

بروم جایی ک هیچ ردی از تکنولوژی نباشد...
جایی ک ادم ها برای دیدار هم چند روز تمام برنامه بچینند، لحظه شماری کنند ...
جایی ک پر باشد از امدن های بی خبر....
ن مثل اینجا ک با ی تماس یا پیام خبر میدهند ک تا یک ساعت دیگر می آیم و ماهم دستپاچه میشویم ک چگونه پذیرایش شویم ک باکلاس تر باشد ...

دلم میخواهد بروم جایی ک یکی باشد ک از دوری م چیزی از گلویش پایین نرود،و هی خیره شود ب عکسم ک در کیف جیبی ش پنهان کرده....
یا شبها از دلتنگی خوابش نبرد و ب اسمان خیره شود و با من حرف بزند
و من هم خیره ب آسمان تا صبح بیدار باشم...

میخواهم بروم جایی ک هر روز بنشینم روی پله،کنار شمعدانی و گوشم ب زنگ در باشد ک پستچی بیاید و نامه ای از یارِ دور از جان برایم بیاورد..
و من هی بخوانمش و اشک بریزم...
بعد قایمش کنم در صندوقچه ای ک مادربزرگ ب من داده است تا بعدها دخترم پیدایش کند و ان نامه ها را ببیند و بفهمد ک یکی چقدر مادرش را دوست داشته...
ن مثل ین روزها ک عشق گم شده در بین رابطه های آبکی و از سرِ هوس.....

اصلن تکنولوژی ب چه دردمان خورد؟!
جز اینکه نزدیکترمان کرد و دورتر....
تکنولوژی همه ی خوشی هایمان را گرفت...

این روز ها ما "الکی" خوشیم....

نویسنده: پریسا منتظری

گاهی میخواهم بروم ازین جا...

بروم جایی ک هیچ ردی از تکنولوژی نباشد...
جایی ک ادم ها برای دیدار ه

  • ۹۲
عرفـــــ ـــان
واقعا همینه ...
جز اینکه نزدیکمان کرد و دور تر !
عالی بود ...
به نظر من اگه اصلا تکنولوژی در کار نبود خیلی بهتر بود ...
خیلی به درد آدم خورده و خیلی جاها آرامش به همراه داشته مثلا بشینی تو خونت قبض پرداخت کنی !
اما به نظر من میزان نا آرومی که به وجود آوورده هزار برابر آرامشی که به وجود آوورده ...
من کلا با هر چی که بشر ساخته مخالفم ...
شاید بی ضرر ترین چیزی که بشر ساخته رو بخوام مثال بزنم لامپ باشه !
ولی نه اونم برای چشم ضرر داره ...
چی ساختیم که بی ضرر باشه ؟
فکنم هیچی ...
هر روز خودمون رو بدبخت تر از دیروز کردیم ...
به این خیال که داریم در حق نسل آینده لطف میکنیم ولی بزرگترین ظلمارو در حقشون کردیم ...
اگه دختر و پسرا الان تو یه مزرعه کشاورزی بودن و راحت از این ور به اون ور میدوییدن بیشتر شاد بودن یا الان که سرشون تو تبلت و گوشیشون همش افتادن یه گوشه خونه !
متنفرم از این تکنولوژی ولی هممونو به خودش وابسته کرده ...
طوری که وقتی نباشه فکر میکنیم یه چیزی کمه !
این خانه از پای بست ویران است ...
من هیچ امیدی به تغییر و درست شدن همه چی ندارم !
روز به روز بد تر میشه و هیچی بهتر نمیشه ...
البته من شدیدا بد بینم ...
فکر نمیکردم دیگه وبلاگ منو میخونید 
خوشحال شدم از دیدن این کامنت طولانی :)
خب باید صادق باشیم هیچی مثه قبل نمیشه 
فوایدی هم داره این تکنولوژی ولی معتادمون کرده
متاسفانه به علت عملیات بروزرسانی، موقتا امکان ارسال نظر و نظرسنجی مطالب غیر فعال می باشد.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
نور می بارد
من به یک نغمه ی ناخوانده به زیر تیرک
من به یک‌باد نیاورده ی بوی گل و تو
من به یک عطر نبوییده ی ناب
خشنودم!
نور می بارد
آسمان آبیست
زندگی جاریست.
Designed By Erfan Powered by Bayan